تست شخصیت شناسی MBTI (آزمون 16 تیپ شخصیتی مایرز-بریگز)

تست شخصیت‌شناسی مایرز ـ بریگز (MBTI) ترجیحات روانی افراد را در چگونگی ادراک آنها از جهان و تصمیم‌گیری می‌سنجد. براساس تست مایرز ـ بریگز 16 تیپ شخصیتی متفاوت وجود دارد. با پاسخ دادن به سوالات این تست می‌توانید از تیپ شخصیتی خود مطلع شوید. تست مایرز ـ بریگز فرضیاتی کلی را درباره‌ی شرایط شغلی، ارتباطی و ... که بیشترین تناسب را با تیپ شخصیتی‌تان دارد، در اختیارتان قرار می‌دهد تا راه موفقیت برایتان هموارتر شود.

تاریخچه  


نظریه‌ی تیپ شخصیتی نخستین بار از سوی کارل یونگ در دهه 1920 مطرح شد. تست MBTI در دهه 1940 توسط ایزابل بریگز مایرز تدوین شد و تحقیق اصلی در دهه‌های 1940 و 1950 انجام شد. این تحقیق همچنان ادامه دارد و اطلاعات جدید و به روزی را درباره‌ی تیپ شخصیتی و کاربردهای آن در اختیار کاربران قرار می‌دهد. از زمان نخستین انتشار این تست به سال 1962 تاکنون، میلیون‌ها نفر از سراسر جهان هر ساله این تست را انجام داده‌اند.

هدف تست شخصیتشناسی مایرز ـ بریگز


هدف از تست شخصیت‌شناسی مایرز ـ بریگز (MBTI) این است که نظریه‌ی تیپ‌های شخصیتی کارل یونگ قابل فهم شود و در زندگی کاربرد پیدا کند. جوهره‌ی نظریه‌ی یونگ این است که تغییرات به ظاهر تصادفی در رفتار، کاملاً منظم و پایدار است و از تفاوت‌های پایه در روش‌های ترجیحی افراد برای قضاوت کردن و ادراک سرچشمه می‌گیرد. ادراک شامل کلیه‌ی روش‌هایی می‌شود که از آنها برای آگاه شدن از اشیاء، انسان‌ها، رخدادها یا عقاید استفاده می‌کنیم. قضاوت شامل تمام روش‌هایی می‌شود که با تکیه کردن به آنها درباره‌ی آنچه ادراک کرده‌ایم، به نتیجه می‌رسیم.

دستهبندی تست MBTI  


جهان مطلوب 

نخستین جفت ترجیحات خصوصیتی، برونگرایی و درونگرایی است. توجه و انرژی‌تان را صرف چه کاری می‌کنید؟ دوست دارید وقتتان را در جهان خارج در کنار دیگران بگذرانید (برونگرایی) یا این که ترجیح می‌دهید وقتتان را در دنیای درونی خود با ایده‌ها و تصورات شخصی خود سپری کنید؟ (درونگرایی)

برونگرایی و درونگرایی اصطلاحاتی هستند که یونگ آنها را برای توضیح دادن نگرش‌های متفاوت انسان‌ها برای جهت دادن به شیوه‌ی استفاده از انرژی‌شان انتخاب کرد. معنای این اصطلاحات در روانشناسی با معنای آنها در زبان عامه و روزمره‌ی غیرمتخصصین متفاوت است.

تمام انسان‌ها بخشی از وقت خود را برونگرا و بخشی از آن را درونگرا هستند. درونگرایی را با خجالت یا گوشه‌گیری اشتباه نگیرید. بخش‌های بعد را مطالعه کنید و از خودتان بپرسید که کدام توصیف بیشتر درباره‌ی شما صدق می‌کند و راحت‌تر و طبیعی‌تر به نظرتان می‌آید؟

برونگرایی (E)

دوست دارم از مشارکت فعال در رخدادها و انجام دادن فعالیت‌های گوناگون انرژی بگیرم. در جمع هیجان‌زده می‌شوم و دوست دارم به دیگران هم انرژی بدهم. دوست دارم وارد میدان عمل شوم و فکرها را به واقعیت تبدیل کنم. در دنیای شلوغ و پرهیاهوی بیرون کاملاً احساس راحتی می‌کنم. وقتی درباره‌ی مشکلی با صدای بلند فکر می‌کنم و به توصیه‌ها و صحبت‌ها دیگران گوش می‌کنم، غالباً مشکلم را بهتر می‌فهمم.

جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • دیگران مرا فردی معاشرتی یا مردمی می‌دانند.
  • با گروه احساس راحتی می‌کنم و کار گروهی را دوست دارم.
  • دوستانی رنگارنگ از طیف‌های گوناگون دارم و افراد زیادی را می‌شناسم.
  • گاهی اوقات به سرعت دست به کاری می‌زنم و به اندازه‌ی کافی درباره‌ی آن فکر نمی‌کنم.
  • قبل از آن که پروژه‌ای را شروع کنم، فراموش می‌کنم که اول باید درباره‌ی کاری که می‌خواهم انجام دهم و دلیل آن به خوبی فکر کنم و بی‌محابا دل به دریا می‌زنم.

درونگرایی (I)

دوست دارم از سرو کار داشتن با ایده‌ها، تصاویر، خاطرات و واکنش‌هایی که در سرم، در دنیای درونی‌ام می‌گذرد، انرژی بگیرم. غالباً ترجیح می‌دهم کارهایم را تنهایی یا با همراهی یک یا دو نفری که با آنها احساس راحتی می‌کنم، انجام بدهم. وقتی تصمیم به انجام کاری می‌گیرم، برای فکر کردن وقت می‌گذارم تا تصویر روشنی از کاری که می‌خواهم انجام بدهم، پیدا کنم. ایده برای من موجودیت معتبری است. گاهی اوقات ایده و تصور یک موضوع را بهتر از موجودیت عینی آن موضوع در عالم واقع دوست دارم. جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • دیگران مرا آدمی متفکر و تودار می‌دانند.
  • وقتی تنها هستم، احساس راحتی می‌کنم و کارهایی را دوست دارم که بتوانم به تنهایی انجام دهم.
  • ترجیح می‌دهم که تنها چند نفر را، اما به خوبی بشناسم.
  • گاهی اوقات زمان زیادی را به فکر کردن می‌گذارم و به اندازه‌ی کافی سریع اقدام نمی‌کنم.
  • گاهی اوقات فراموش می‌کنم که ببینم آیا تصوراتم با دنیای خارج تناسب دارد و می‌تواند تجربه‌ی خوبی را برایم رقم بزند یا خیر.

اطلاعات 

دومین جفت ترجیحات روانی، حسی و شهودی است. آیا بیشتر به اطلاعاتی توجه می‌کنید که از طریق حواس پنجگانه دریافت می‌کنید (حسی) یا بیشتر به الگوها و احتمالاتی توجه می‌کنید که آنها را در اطلاعات دریافتی می‌بینید (شهودی)؟ البته همگی ما زمانی حسی و زمانی شهودی هستیم. حسی بودن را با نفسانی بودن اشتباه نگیرید. این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند.

لطفاً بخش‌های بعدی را به دقت مطالعه کنید و ببینید که کدام توصیف بیشتر درباره‌ی شما صدق می‌کند.

حسی (S)

به واقعیت فیزیکی، یعنی آنچه می‌بینم، می‌شنوم، لمس می‌کنم، می‌چشم و بو می‌کنم، توجه دارم. آنچه واقعی است و در حال حاضر در جریان است، دغدغه‌ی من است. به واقعیت‌ها دقت می‌کنم و جزئیاتی را که به نظرم مهم می‌آید، به خاطر می‌سپارم. دوست دارم استفاده‌ی کاربردی اشیاء را ببینم و بهترین یادگیری را وقتی دارم که شیوه‌ی استفاده و کاربرد مسائل در حال آموزش را بدانم. تجربه برای من مهم‌تر از حرف است. جملات زیر معمولآً درباره‌ی من صدق می‌کند:

  • رخدادها را به صورت تصاویری از آنچه برایم اتفاق افتاده است، به یاد می‌سپارم.
  • برای حل کردن مشکلاتم آنقدر با واقعیت‌ها کلنجار می‌روم تا به درک درستی از مشکلم برسم.
  • عمل‌گرا هستم و نتیجه‌ی نهایی برایم مهم است.
  • بررسی را با واقعیت‌ها شروع می‌کنم تا بعد به تصویری کلی از ماجرا برسم.
  • بیشتر از همه به تجربیات و واقعیت‌ها اعتماد دارم و کلمات و نشانه‌ها برایم در درجه‌ی دوم قرار می‌گیرد.
  • گاهی اوقات بیش از حد به واقعیت‌های زمان حال یا گذشته توجه می‌کنم، در نتیجه فرصت‌ها و احتمالات از دیدم پنهان می‌ماند.

شهودی (N)

بیشتر از همه به اثرها یا معنا و الگوهای اطلاعات دریافتی توجه می‌کنم. ترجیح می‌دهم یک مسئله را با فکر کردن درباره‌ی آن یاد بگیرم تا این که آن را از نزدیک تجربه کنم. به موضوعات جدید و احتمالات علاقه دارم، به همین دلیل به آینده بیشتر از گذشته فکر می‌کنم. دوست دارم با نمادها و نشانه‌ها یا نظریه‌های انتزاعی کار داشته باشم، حتی اگر ندانم که چطور باید از آنها استفاده کنم. رخدادها را بیشتر در قالب نظراتی که درباره‌ی آنها داشته‌ام و اثرهایی که از آنها برداشت کرده‌ام، به خاطر می‌سپارم تا به صورت واقعیت‌ها یا جزئیات واقعی از آنچه رخ داده است. جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • بیشتر معنای ضمنی رخدادها را به خاطر می‌سپارم تا این که آنها را به همان صورت که واقعاً اتفاق افتاده‌اند، به یاد بیاورم.
  • مشکلاتم را با جستجو بین احتمالات و نظرات مختلف حل می‌کنم.
  • به انجام دادن کارهای جدید و متفاوت علاقه دارم.
  • ابتدا به کل ماجرا توجه می‎کنم، بعد سراغ واقعیت‌ها و جزئیات می‌روم.
  • به اثرها، نشانه‌ها و استعاره‌ها بیشتر از آنچه واقعاً تجربه کرده‌ام، اعتماد دارم.
  • گاهی اوقات آن‌قدر درباره‌ی فرصت‌ها و احتمالات جدید فکر می‌کنم که متوجه نمی‌شوم چطور باید آنها را به واقعیت تبدیل کنم.

تصمیمها 

جفت ترجیحی سوم به توصیف چگونگی تصمیم‌گیری‌ها می‌پردازد. ترجیح می‌دهید بیشتر روی اصول عینی و واقعیت‌های غیرشخصی تکیه کنید (منطقی) یا این که بیشتر به دغدغه‌های شخصی خودتان و افراد درگیر در ماجرا اهمیت می‌دهید (احساسی)؟ احساسی را با هیجانی اشتباه نگیرید. همگی ما درباره‌ی تصمیماتمان هیجان‌زده می‌شویم. همچنین تفکر و منطق را با هوش اشتباه نگیرید. تمام انسان‌ها هم تصمیم‌های منطقی و فکر شده دارند و هم تصمیم‌های احساسی. در واقع می‌توانیم با توجه به ترجیحات خود تصمیمی بگیریم، سپس آن تصمیم را با استفاده از ترجیح دیگری بسنجیم تا ببینیم که چه نکاتی از نظرمان دور مانده است.

بخش‌های بعدی را مطالعه کنید و بررسی کنید که کدام توصیف بیشتر درباره‌ی شما صدق می‌کند و راحت‌تر وطبیعی‌تر به نظرتان می‌آید.

منطقی (T)

وقتی تصمیمی می‌گیرم، دوست دارم اصل یا حقیقت بنیادی را فارغ از موقعیت خاصی که درگیر آن هستم، پیدا کنم. ترجیح می‌دهم نقاط مثبت و منفی تصمیمم را تحلیل کنم و سپس تصمیمی منطقی و استوار بگیرم. سعی می‌کنم دیدی غیرشخصی داشته باشم، بنابراین اجازه نمی‌دهم که آرزوهای خودم یا دیگران بر تصمیم‌هایم اثر بگذارد. جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • از رشته‌های علمی و فنی که منطقی هستند، لذت می‌برم.
  • آشفتگی‌ها توجهم را جلب می‌کند.
  • تقریباً در همه چیز به دنبال راه‌حل یا توضیحی منطقی می‌گردم.
  • با ذهنم تصمیم می‌گیرم و دوست دارم عادل و منصف باشم.
  • باور دارم که گفتن حقیقت مهم‌تر از سنجیده و باملاحظه رفتار کردن است.
  • گاهی اوقات نقش و سهم دیگران را در موقعیت‌ها نادیده می‌گیرم یا برای آنها ارزشی قائل نمی‌شوم.
  • دیگران من را آدمی تکلیف محور، بی‌اعتنا و بی‌عاطفه می‌دانند.

احساسی (F)

باور دارم که می‌توانم با توجه کردن به مسائلی که برای دیگران مهم است و با در نظر گرفتن دیدگاه‌های آنها درباره‌ی موقعیت موجود، بهترین تصمیم‌هایم را بگیرم. ارزش‌ها و مصالح اشخاص درگیر در یک موقعیت برایم مهم است. دوست دارم هر کاری می‌توانم برای تثبیت یا حفظ هماهنگی انجام بدهم. در روابطم فردی باملاحظه، گرم و بااحساس هستم. جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • ارتباط محور یا مردم محور هستم.
  • هماهنگی برایم مهم است و وقتی هماهنگی وجود نداشته باشد، عصبی می‌شوم.
  • در جستجوی این هستم که بدانم چه مسائلی برای دیگران مهم است و برای اطرافیانم نگران می‌شوم.
  • با قلبم تصمیم می‌گیرم و می‎خواهم دلسوز و مهربان باشم.
  • معتقدم که سنجیده و باملاحظه رفتار کردن مهم‌تر از گفتن حقیقت تلخ است.
  • گاهی اوقات حقیقت تلخ موقعیت‌ها را نمی‌بینم یا با آن ارتباط برقرار نمی‌کنم.
  • دیگران گاهی من را بیش از حد کمال‌گرا، احساساتی یا غیرصریح تصور می‌کنند.

ساختار

این جفت ترجیحی چهارم توصیف می‌کند که دوست دارید زندگی بیرونی‌تان چطور باشد و در حضور دیگران چه رفتارهایی از شما سر می‌زند؟ آیا سبک زندگی منظم و مصمم را دوست دارید (قضاوتی) یا ترجیح می‌دهید سبک زندگی منعطف‌تر و انطباقی‌تری داشته باشید (ادراکی)؟ به بیان دیگر جهت‌گیری شما نسبت به جهان بیرون، تعیین کننده‌ی این تیپ شخصیتی است. هر فردی بخشی از زندگی خود را برونگرا می‌شود. جفت تطبیقی ـ ادراکی نشان می‌دهد که آیا به گاه تصمیم‌گیری برونگرا می‌شوید یا هنگام دریافت اطلاعات. برخی افراد هنگام جذب اطلاعات با جهان بیرون تعامل دارند. این افراد صرف نظر از حسی یا شهودی بودن، با جهان بیرون تعامل دارند. گروه دیگر این تعاملات را هنگام تصمیم‌گیری انجام می‌دهند. این گروه صرف نظر از منطقی یا احساسی بودن، تعاملاتشان را در جهان بیرون انجام می‌دهند.

هر فردی گاهی اوقات اطلاعات کسب می‌کند و گاهی تصمیم می‌گیرد. بااین حال وقتی نوبت به سرو کار داشتن با جهان بیرون می‌رسد، افرادی که بیشتر اهل تصمیم‌گیری هستند و می‌خواهند همه چیز تصمیم‌گیری شده باشد، تیپ قضاوتی را ترجیح می‌دهند. بالعکس افرادی که بر روی دریافت اطلاعات تمرکز می‌کنند، تیپ ادراکی را ترجیح می‌دهند، چون به این ترتیب می‌توانند هنوز اطلاعات بیشتری کسب کنند و تصمیم نهایی را به بعد موکول کنند.

افراد گاهی اوقات حس می‌کنند که هر دو ترجیح قضاوتی و ادراکی را دارند. کاملاً درست است. ترجیح قضاوتی یا ادراکی فقط نشان می‌دهد که هر فرد کدام ترجیح را در تعامل با جهان بیرون از خود نشان می‌دهد. شاید یک نفر باطناً کاملاً منظم/ نظام‌مند، یعنی قضاوتی باشد، اما زندگی ظاهری‌اش خودجوش و انطباق‌پذیر به نظر برسد، یعنی ادراکی باشد. بالعکس شاید یک نفر در دنیای درونی خود به شدت کنجکاو وعلاقه‌مند به پایان‌های باز، یعنی ادراکی باشد، اما زندگی ظاهری‌اش منظم و برامه‌ریزی شده، یعنی قضاوتی به نظر برسد. ترجیح قضاوتی و ادراکی را با سطح نظم و ساماندهی فرد اشتباه نگیرید. هر یک از این دو ترجیح می‌تواند سازماندهی شده و منظم باشد.

بخش‌های بعدی را مطالعه کنید و بررسی کنید که کدام توصیف بیشتر درباره‌ی شما صدق می‌کند و راحت‌تر  وطبیعی‌تر به نظرتان می‌آید.

قضاوتی (J)

در زندگی ظاهری و بیرونی‌ام از ترجیح تصمیم‌گیری یا قضاوتی خود ـ چه منطقی، چه احساسی استفاده می‌کنم. من به نظر دیگران، یک سبک زندگی منظم یا برنامه‌ریزی شده را ترجیح می‌دهم، دوست دارم همه چیز سامان یافته و سر جای خود باشد، وقتی تصمیم‌ها گرفته می‌شود، احساس راحتی بیشتری دارم و دوست دارم که زندگی‌ام را حتی‌الامکان تحت کنترل داشته باشم. ازآنجایی که این جفت فقط آنچه را که من در جهان بیرون ترجیح می‌دهم، توصیف می‌کند، ممکن است باطناً منطعف و آماده‌ی دریافت اطلاعات جدید باشم؛ در واقع همین‌طورهم هستم. قضاوتی بودن به معنای اهل تصمیم‌گیری بودن است، پس آن را با معنای منفی آن، یعنی قضاوت کردن درباره‌ی دیگران اشتباه نگیرید. این دو هیچ ارتباطی با هم ندارد. جمله‌های زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • دوست دارم که در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته باشم.
  • تکلیف محور هستم.
  • ترجیح می‌دهم فهرستی از کارهایی را که باید انجام دهم، تهیه کنم.
  • اول کارهایم را به اتمام می‌رسانم، بعد سراغ تفریح می‌روم.
  • کارهایم را مرتب و برنامه‌ریزی شده پیش می‌برم تا لحظه‌ی آخر با حجم سنگینی از کارهای انجام نشده روبرو نشوم.
  • گاهی اوقات آنقدر روی هدف متمرکز می‌شوم که اطلاعات جدید از دیدم پنهان می‌ماند.

ادراکی (P)

من در زندگی بیرونی‌ام از کارکرد ادراکی ـ چه حسی، چه شهودی ـ استفاده می‌کنم. به نظر دیگران سبک زندگی منعطف و خودجوش را ترجیح می‌دهم و دوست دارم که به جای نظم دادن به جهان، آن را درک کنم و خودم را با آن تطبیق بدهم. دیگران فکر می‌کنند که من از تجارب و اطلاعات جدید استقبال می‌کنم.

چون این جفت فقط ترجیح من را در دنیای بیرون توصیف می‌کند، ممکن است باطناً کاملاً منظم و قاطع باشم که هستم. به خاطر داشته باشید که در زبان تیپ‌های شخصیتی، ادراکی به معنای "علاقه‌مند به کسب اطلاعات جدید" است و به این معنا نیست که فردی حساس و باهوش با ادراک‌های آنی و دقیق درباره‌ی مردم و رویدادها هستم. جملات زیر معمولاً درباره‌ی من درست است:

  • به نظر من هر چه پیش آید، خوش آید.
  • به نظر دیگران فرد بی‌خیالی هستم. دوست دارم حداقل برنامه‌ریزی را در زندگی داشته باشم.
  • کار برای من مانند تفریح است یا این که کار و تفریح را با هم درمی‌آمیزم.
  • با انرژی فراوان کار می‌کنم.
  • وقتی به موعد تحویل کار نزدیک می‌شوم، به شدت هیجان‌زده و برانگیخته می‌شوم.
  • گاهی اوقات آنقدر سرگرم کسب اطلاعات جدید می‌شوم که فرصت تصمیم‌گیری در موقع لزوم را از دست می‌دهم.

تیپ شخصیتی شما کدام است 


تصویر: تیپ شخصیتی خودتان را انتخاب کنید

تیپ شخصیتی خودتان را انتخاب کنید

بعد از آن که ترجیح خود را در هر گروه انتخاب کردید، می‌توانید تیپ شخصیتی‌تان را انتخاب کنید. تیپ شخصیتی در این تست به صورت یک ترکیب چهارحرفی نشان داده می‌شود.

با استفاده از تست شخصیت‌شناسی مایرزـ بریگز به 16 تیپ شخصیتی می‌رسیم که می‌توانید آنها را در جدول بالا ببینید. در ادامه هر یک از این 16 تیپ شخصیتی را به اجمال توضیح می‌دهیم.

INFJ

افراد با تیپ شخصیتی INFJ در جستجوی معنا و یافتن ارتباط در ایده‌ها، روابط و مالکیت اشیاء هستند. آنها می‌خواهند انگیزه‌های مردم را درک کنند و رفتار باملاحظه‌ای با دیگران دارند. آنها باوجدان‌اند و به ارزش‌های تزلزل‌ناپذیر خود پایبنداند. آنها به این فکر می‌کنند که چطور می‌توانند به بهترین وجه برای رسیدن به یک هدف متعالی تلاش کنند. سپس مصمم و منظم برای پیاده کردن فکر خود تلاش می‌کنند.

INTJ

افراد با تیپ شخصیتی INTJ ذهن اصیلی دارند و سائقی قوی برای پیاده کردن تصورات خود در عالم واقع و رسیدن به اهداف‌شان دارند. آنها الگوهای موجود در رخدادهای بیرونی را به سرعت تشخیص می‌دهند و چشم‌اندازهای توضیحی گسترده‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی متعهد به انجام کاری می‌شوند، آن کار را منظم و برنامه‌ریزی شده با تمام توان پیش می‌برند. آنها شکاک و مستقل‌اند و به شایستگی و عملکرد خود و دیگران اهمیت می‌دهند.

ISTP

تا زمانی که مشکلی بروز نیافته است، بردبار و منعطف و یک ناظر خاموش هستند، اما به محض آن که مشکلی رخ می‌دهد، به سرعت دست به کار می‌شوند تا راه‌حل‌های موثری را پیدا کنند. راه‌حل‌های احتمالی را تجزیه و تحلیل می‌کنند و داده‌های فراوان را با شور و شوق بررسی می‌کنند تا به ریشه‌ی مشکل برسند. آنها به علت و اثر علاقه دارند، واقعیت‌ها را با استفاده از اصول منطقی سرو سامان می‌دهند و برای کارایی ارزش قائل‌اند.

ISFP

افراد با تیپ شخصیتی ISFP، ساکت، دوستانه، حساس و مهربان هستند. آنها دم را غنیمت می‌شمرند و از آنچه در اطرافشان در حال رخ دادن است، لذت می‌برند. آنها دوست دارند فضای خصوصی خودشان را داشته باشند و در چارچوب زمانی ترجیحی خود کار می‌کنند. آنان وفادار و متعهد به ارزش‌ها و افرادی هستند که برایشان مهم است. تضاد و مخالفت را دوست ندارند و عقاید یا ارزش‌هایشان را به دیگران تحمیل نمی‌کنند.

INFP

تیپ شخصیتی INFP  کمال‌گرا و وفادار به ارزش‌ها و افرادی است که برایش مهم‌اند. آنها خواهان زندگی‌ای هستند که با ارزش‌هایشان سازگاری داشته باشد. کنجکاو هستند، احتمالات و فرصت‌ها را سریع درمی‌یابند و کاتالیزوری هستند که محقق ساختن ایده‌ها را شتاب می‌بخشند. آنها می‌خواهند مردم را درک کنند و برای بالفعل کردن توانایی‌های بالقوه‌شان به آنها کمک می‌کنند. آنها سازگارپذیر، منعطف و پذیرا هستند، مگر آن که خطری ارزشی را که به آن باور دارند، تهدید کند.

INTP

افراد با تیپ شخصیتی INTP برای هر آنچه که علاقه‌شان را جلب می‌کند، توضیحی منطقی دارند. آنها تفکری نظری و انتزاعی دارند و به ایده‌ها و عقاید بیشتر از تعاملات اجتماعی اهمیت می‌دهند. ساکت، منعطف، خوددار و انطباق‌پذیراند. از توانایی‌ غیرعادی برای تمرکز عمیق روی حل مشکلاتی برخوردار هستند که در حوزه‌ی مورد علاقه‌شان رخ داده است. آنها شکاک، گاهی اوقات عیبجو و همواره تحلیل‌گر هستند.

ESTP

افراد با تیپ شخصیتی ESTP، منعطف و بردباراند، رویکردی عمل‌گرا اتخاذ می‌کنند و نتایج آنی برایشان مهم است. نظریه‌ها و توضیحات مفهومی برایشان کسل کننده است و می‌خواهند با حرارت و انرژی زائدالوصف برای حل مشکلات دست به کار شوند. تمرکز آنها بر روی زمان حال است، خودجوش هستند، از لحظه لحظه‌ی زمانی که فعال و در جمع هستند، لذت می‌برند. خواستار راحتی هستند و از سبک زندگی راحت و سرخوشانه لذت می‌برند. یادگیری از طریق عمل بهترین شیوه‌ی یادگیری برای آنها است.

ESFP

افراد با تیپ شخصیتی ESTP  معاشرتی و خونگرم هستند و با دیگران کنار می‌آیند. قلب آنها سرشار از عشق به زندگی و مردم است و دوست دارند در زندگی راحت باشند. آنها از این که ایده‌ها را با همکاری با دیگران به عمل تبدیل کنند، لذت می‌برند. آنها عقل سلیم و رویکردی واقع‌گرایانه را در کار پیاده می‌کنند و کار را به تفریح تبدیل می‌کنند. آنان منعطف و خودجوش هستند و خودشان را به راحتی با محیط و مردم جدید تطبیق می‌دهند. امتحان کردن مهارت‌های جدید با دیگران بهترین راه برای یادگیری آنها است.

ENFP

آنها سرشار از شور و شوق و دارای قدرت تخیل قوی هستند و فرصت‌های فراوانی را در زندگی می‌بینند. به سرعت بین اطلاعات و رخدادها ارتباط برقرار می‌کنند و با توجه به الگوهای مشاهده شده با اطمینان پیش می‌روند. آنها به تایید دیگران نیاز دارند و برای حمایت از دیگران و قدردانی از آنها آماده هستند. آنان خودجوش و منعطف هستند، غالباً به توانایی خود برای بدیهه‌گویی و روانی گفتار خود متکی هستند.

ENTP

افراد دارای تیپ شخصیتی ENTP باهوش، سریع، جذاب، گوش به زنگ و رک هستند. آنها با تدبیر و کاردانی راه‌حل‌های مناسب را ارائه می‌دهند. احتمالات مفهومی جدید را با زیرکی و کارکشتگی ایجاد می‌کنند، سپس آنها را تحلیل می‌کنند. آنان مهارت بالایی در خواندن ذهن دیگران دارند. امور روزمره و تکراری آنها را کسل می‌کند، به ندرت پیش می‌آید که کاری را دو بار به یک روش انجام دهند، دوست دارند که فعالیت‌های مورد علاقه‌ی خود را یکی پس از دیگری امتحان کنند.

ESTJ

افراد با تیپ شخصیتی ESTJ عمل‌گرا، واقع‌بین و بی‌احساس هستند. آنها افرادی مصمم هستند که تصمیم‌هایشان را به سرعت به مرحله‌ی اجرا درمی‌آورند. آنها افراد و پروژه‌ها را سازماندنی می‌کنند تا کارها طبق روال پیش برود و می‌خواهند با اتخاذ موثرترین روش ممکن به نتیجه برسند. آنان به جزئیات روزمره اهمیت می‌دهند. مجموعه‌ی مشخصی از استانداردهای منطقی دارند، این استانداردها را به روشی نظام‌مند دنبال می‌کنند و از دیگران نیز همین انتظار را دارند. پیاده شدن برنامه‌هایشان را محکم و پرقدرت دنبال می‌کنند.

ESFJ

افراد با تیپ شخصیتی ESFJ خونگرم، باوجدان و اهل کمک هستند. آنها خواهان هماهنگی در محیط هستند و با عزمی راسخ برای برقراری هماهنگی تلاش می‌کنند. دوست دارند با دیگران همکاری کنند تا وظایف محوله را به دقت و در موعد مقرر انجام دهند. آنها وفادار هستند و به کوچکترین جزئیات توجه می‌کنند. نیازهای روزمره‌ی دیگران برایشان مهم است و سعی می‌کنند آنها را تامین کنند. آنان می‌خواهند دیگران قدر زحماتشان را بدانند.

ENFJ

افراد با تیپ شخصیتی ENFJ مردمی مهربان، پاسخگو، همدل و مسئول هستند. آنها خود را با احساسات، نیازها و انگیزه‌های دیگران وفق می‌دهند. در هر فردی قابلیتی را پیدا می‌کنند و می‌خواهند برای بالفعل کردن این قابلیت‌ها به آنها کمک کنند. آنها رشد فردی و گروهی اطرافیانشان را شتاب می‌دهند؛ شخصیت وفاداری دارند و به نقد و تعریف‌هایی که از آنها می‌شود، واکنش نشان می‌دهند. آنها افرادی معاشرتی هستند، ترتیبی می‌دهند که دیگران در گروه احساس راحتی کنند و رهبرانی الهام‌بخش هستند.

ENTJ

افراد با تیپ شخصیتی ENTJ اشخاصی رک و مصمم هستند که می‌توانند رهبرانی فوق‌العاده باشند. آنها خط‌مشی‌ها و فرایندهای غیرمنطقی و ناکارآمد را به سرعت می‌بینند و سیستم‌های جامعی را برای حل مشکلات سازمانی ایجاد و پیاده می‌کنند. آنان از تعیین هدف و برنامه‌ریزی درازمدت لذت می‌برند. آنها معمولاً افرادی باسواد و اهل مطالعه هستند، از گسترش معلومات خود و انتقال آن به دیگران لذت می‌برند. آنها عقاید و ایده‌های خود را راسخ و استوار بیان می‌کنند.

مزیت آگاهی از تیپ شخصیتی 


هدف از آگاهی از تیپ شخصیتی این است که تفاوت‌های بین انسان‌ها را درک کنید و به آنها احترام بگذارید. به خاطر بسپارید که تمام این تیپ‌های شخصیتی با هم برابرند و هیچ یک بهتر از دیگری نیست.

تست MBTI ترجیحات انسان‌ها را طبقه‌بندی می‌کند، اما توانایی، ویژگی‌ها و خصوصیات شخصیتی را نمی‌سنجد. تست MBTI با دیگر تست‌های روانشناختی و شخصیت‌شناسی تفاوت دارد.

بهترین دلیل برای این که چرا باید تست MBTI را برای کشف تیپ شخصیتی‌تان انتخاب کنید، این است که صدها مطالعه‌ای که ظرف 40 سال گذشته انجام شده است، اعتبار و قابلیت اطمینان این تست را اثبات کرده است. به عبارت دیگر تست MBTI آنچه را که می‌گوید، انجام می‌دهد، یعنی این که معتبر است؛ همچنین با تکرار تست به نتایج یکسانی می‌رسیم، یعنی این که تست MBTI قابل اطمینان است. زمانی که می‌خواهید به درک درستی از تیپ شخصیتی‌تان برسید، حتماً از اعتبار تست انتخابی‌تان مطمئن شوید.