بیشتر افراد تصور می‌کنند که هوش زیاد به معنی داشتن مهارت‌ها و اطلاعات بسیار زیاد و استفاده صحیح از این اطلاعات است.

البته این تصور تا حدی صحیح می‌باشد. در واقع تعریف فوق امروزه در ارزیابی مفهوم هوش بسیار استفاده می‌شود. هوش دارای انواع مختلفی است. در این مقاله به بررسی اقسام هوش انسانی و نحوه تشخیص آن‌ها پرداخته می‌شود.

انواع هوش طبق نظریه کتل – هورن 


انواع هوش طبق نظریه کتل – هورن

طبق نظریه دو روان‌شناس آمریکایی، ریموند کتل و جان هورن دو نوع هوش وجود دارد: هوش سیال و هوش متبلور. طبق این نظریه هوش افراد نتیجه آمیزش و برهم‌کنش (تأثیر متقابل) مهارت‌ها و توانایی‌های مختلف می‌باشد.

هوش سیال

هوش سیال به عنوان توانایی جهت تفکر انتزاعی، استدلال، تشخیص الگوها، حل مشکلات و درک روابط توصیف می‌شود. این نوع هوش به طور عمده به توانایی ذاتی فرد بستگی دارد و از طریق تحصیلات و تمرین و تجربه قابل کسب نمی‌باشد.

هوش سیال معمولاً در زمان حل معما و یا رفع مشکلات استفاده می‌شود. برای مثال توانایی در یافتن مسیر در شهری شلوغ نشان‌دهنده وجود هوش سیال است.

یکی از روش‌های تشخیص هوش سیال، قابیلت انعطاف‌پذیری و سازگاری آن است؛ به این معنی که بسته به موقعیت‌های مختلف، این نوع هوش را می‌توان به شکل‌های مختلفی استفاده کرد.

هوش متبلور 

هوش متبلور در نقطه مقابل هوش سیال قرار دارد؛ به این معنی که این نوع هوش به توانایی ذاتی فرد بستگی ندارد و از طریق تحصیلات، کسب تجربه و آموزش به دست می‌آید. در واقع هوش سیال در طول زندگی شخص یکسان باقی می‌ماند، ولی هوش متبلور قابل افزایش است.

یکی از نمونه‌های هوش متبلور افزایش تعداد واژگان زبانی می‌باشد. در طی دوران تحصیلات پس از گذشت سال‌ها دانش شخص در ارتباط با واژگان زبانی افزایش پیدا می‌کند. افزایش دانش ریاضیات نیز یکی دیگر از نمونه‌های هوش متبلور می‌باشد. با گذشت زمان شخص با نظریه‌های بیشتری در ارتباط با ریاضی آشنا می‌شود و مهارت شخص در این زمینه افزایش پیدا می‌کند.

۹ نوع هوش بر طبق نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر 


9 نوع هوش بر طبق نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر

در سال ۱۹۸۳ یک روان‌شناس آمریکایی به نام هاوارد گاردنر نظریه خود به نام هوش‌های چندگانه را ارائه داد و به این ترتیب نظریه کتل و هورن مبنی بر این که بیش از یک نوع هوش وجود دارد ثابت شد.

بر طبق نظریه گاردنر هوشمند بودن چیزی فراتر از داشتن مهارت زبانی یا مهارت حل مساله ریاضی است. در این قسمت انواع هوش بر طبق نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر شرح داده خواهند شد.

هوش منطقی ریاضی 

هوش منطقی – ریاضی

معمولاً یکی از راه‌های تشخیص هوش در افراد، بررسی توانایی منطقی فرد در حل مسائل ریاضی است. این نوع هـوش، هـوش منطقی – ریاضی نام دارد.

هوش منطقی – ریاضی نشان‌دهنده قدرت استدلال و توانایی محاسباتی شخص می‌باشد؛ بنابراین افراد دارای این نوع هوش، قادر به تفکر به صورت ذهنی و عقلانی هستند. چنین افرادی در هر موقعیتی قادر به تشخیص الگوها و روابط هستند.

افراد دارای هوش منطقی – ریاضی دارای خصوصیات زیر هستند:

  • قدرت محاسباتی بالایی دارند و در اندازه‌گیری مقادیر و حل فرمول‌های ریاضی مهارت دارند
  • از انجام آزمایش و تحقیق جهت اثبات فرضیه‌ها لذت می‌برند
  • معمولاً جهت بهبود و پرورش هوش خود از بازی‌های استدلالی و استراتژیک بهره می‌برند
  • از حل معما و کشف اسرار لذت می‌برند
  • حس کنجکاوی باعث می‌شود تا سؤالات بنیادی و عمیق از خود بپرسند

افراد دارای هوش منطقی – ریاضی پیش از به کارگیری دانش و اطلاعات خود، ابتدا در مورد مفاهیم مختلف دانش نظری کسب می‌کنند.

ریاضی‌دان‌ها، کارآگاه‌ها، روزنامه‌نگاران تحقیقی و دانشمندان از جمله اشخاصی هستند که از هوش منطقی – ریاضی بالایی برخوردار هستند.

هوش کلامی – زبانی

هوش کلامی - زبانی

هوش کلامی یا زبانی به توانایی شخص در استفاده مؤثر از کلمات اشاره می‌کند. امکان دارد این گونه برداشت شود که افرادی که نسبت به دو زبان مختلف شناخت کامل دارند، از هوش کلامی – زبانی بالایی برخوردار هستند.

این مطلب صحیح است ولی هوش کلامی – زبانی تنها شامل تسلط به دو زبان مختلف نمی‌باشد. امکان دارد شخصی تنها به یک زبان مسلط باشد ولی در صورت مهارت در استفاده از کلمات، از هوش کلامی – زبانی بالایی برخوردار باشد.

به عبارت دیگر این نوع هوش به توانایی در انتخاب کلمه مناسب جهت ابزار عقاید شخص اشاره دارد.

افراد دارای هوش کلامی – زبانی دارای خصوصیات زیر هستند:

  • به راحتی می‌توانند با استفاده مناسب از کلمات، افراد دیگر را به انجام کاری تشویق کنند و از زبان و کلمات برای دست‌یابی به هدف مورد نظر استفاده کنند.
  • از دانش واژگانی بالایی برخوردار هستند و می‌دانند که از چه کلماتی و در چه موقعیتی باید استفاده کنند.
  • علاقه زیادی به خواندن و نوشتن دارند.
  • از بازی‌های واژگانی و بازی‌های مشابه دیگر که نیازمند استفاده از کلمات می‌باشد لذت می‌برند.
  • به راحتی قادر به درک زبان‌ها و گویش‌های دیگر هستند.

افرادی که از هوش کلامی – زبانی بالای برخوردار هستند شامل نویسنده‌ها و رمان نویسان، شاعران، روزنامه‌نگارها و سخنران‌ها می‌باشند. سیاست‌مدارها نیز تا حد زیادی دارای هوش کلامی – زبانی بالایی هستند.

هوش تصویری – فضایی 

هوش تصویری – فضایی

برخی از افراد به سختی می‌توانند دنیای اطراف را به صورت سه بعدی درک و تصور کنند. زمانی که درباره تصور جهان به صورت سه بعدی صحبت می‌شود، موارد زیر بایستی در نظر گرفته شوند:

  • تصویرسازی ذهنی یا توانایی فرد در ترسیم تصاویر فیزیکی در ذهن. با داشتن این قابلیت شخص خاطرات گذشته و یا تجربیات خود از اجسام را به راحتی در ذهن خود تصور می‌کند.
  • ادراک فضایی یا سه بعدی یا توانایی درک و تفکر در مورد اجسام به صورت سه بعدی حتی اگر اطلاعات مختصری در مورد جسم وجود داشته باشد. ادراک سه بعدی در ارتباط با توانایی جهت تصویرسازی به کمک اطلاعات موجود نیز صدق می‌کند. برای مثال با ذکر کلمه مکعب، شخص به سرعت جسمی با شش وجه را تصور می‌کند.
  • تغییر تصاویر یا توانایی مشاهده اجسام در حالت تغییر. برخی از افراد قادر به تصور اجسام در حالت تغییر نیستند؛ در حالی که برخی دیگر از افراد می‌توانند به راحتی در ذهن خود، جسمی را تصور کرده و شکل آن را تغییر دهند.
  • مهارت‌های هنری یا توانایی در خلق آثار هنری. مهارت‌های تصویری و گرافیکی نیز در این طبقه‌بندی قرار دارند. در بسیاری از حرفه‌ها و مشاغل، هوش تصویری و فضایی با خلاقیت مرتبط می‌باشد.

افراد دارای هوش تصویری – فضایی دارای قدرت تخیل فعال هستند و همچنین دارای خصوصیات زیر می‌باشند:

  • از محیط اطراف خود، آگاهی بسیاری زیادی دارند
  • دارای مهارت زیادی در یافتن مسیر و جهت‌یابی هستند
  • از انجام بازی‌هایی که دارای نقشه و مسیرهای پر پیچ و خم هستند لذت می‌برند
  • به کشیدن و استفاده از تصاویر تمایل زیادی دارند
  • علاقه زیادی به رؤیاپردازی و خلق موقعیت‌های مختلف در ذهن خود دارند

افراد دارای هوش تصویری – فضایی در مشاغلی مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری و طراحی موفقیت زیادی کسب می‌کنند. افرادی مانند دریانوردها و خلبان‌ها که با مسافت و فواصل سر و کار دارند نیز از هوش تصویری – فضایی بالای برخوردار هستند.

هوش طبیعت‌گرا 

توانایی درک طبیعت و ارتباط برقرار کردن با تمامی موجودات زنده موجود در آن نوعی هوش محسوب می‌شود. داشت حساسیت نسبت به تمامی عناصر جاندار و بی‌جان در طبیعت نشان‌دهنده وجود هوش طبیعت‌گرا می‌باشد.

افرادی که دارای خصوصیات زیر هستند، از هوش طبیعت‌گرای بالایی برخوردار هستند:

  • علاقه بسیار زیادی به طبیعت دارند و زمان زیادی را در طبیعت سپری می‌کنند
  • با حیوانات به راحتی ارتباط برقرار می‌کنند
  • مهارت زیادی در پرورش حیوانات و گیاهان دارند

افراد دارای هوش طبیعت‌گرا در مشاغلی مانند گیاه‌شناسی، کشاورزی و جنگل‌بانی موفقیت زیادی کسب می‌کنند.

هوش موسیقایی 

هوش موسیقایی

افرادی که قادر به تحلیل و ارزیابی جزئیات مختلف صدا هستند و نسبت به ریتم و صدا حساسیت زیادی دارند دارای هوش موسیقایی هستند.

افراد دارای هوش موسیقایی از خصوصیات زیر برخوردار هستند:

  • قادر به تشخیص و تحلیل صداهای مختلف هستند
  • علاقه زیادی به خلق موسیقی دارند
  • در هنگام انجام امور مختلف، تمایل به شنیدن موسیقی دارند
  • به کوچک‌ترین صداهایی که دیگران قادر به شنیدن آن‌ها نیستند، حساس هستند

افراد دارای هوش موسیقایی شامل موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده، رهبر ارکستر و صدابردار می‌باشند.

هوش وجودی یا هستی‌گرا 

هوش وجودی یا هستی‌گرا

بررسی مسائل عمیق و فلسفی به هوش وجودی یا هستی‌گرا نیاز دارد. افرادی که هوش هستی‌گرای زیادی دارند، حساسیت زیادی نسبت به طرح سؤالات عمیق و پاسخ دادن به این گونه سؤالات دارند.

افراد دارای هوش وجودی یا هستی‌گرا از خصوصیات زیر برخوردار هستند:

  • تمایل و علاقه زیادی جهت پاسخ داده به سوالاتی عمیق و فلسفی دارند. این سؤالات شامل “معنای زندگی چیست؟”، “دلیل مرگ انسان چیست؟” و پس از مرگ چه اتفاقی برای انسان می‌افتد؟” می‌باشند.
  • نسبت به مسائل مرتبط با وجود انسان حساسیت بسیار بالایی دارند.

افرادی که از این نوع هوش برخوردار هستند، به مشاغل مرتبط با روان‌شناسی و الهیات علاقه دارند. سخنران‌های انگیزشی نیز به میزان زیادی دارای هوش هستی‌گرا هستند.

هوش بدنی – جنبشی 

هوش بدنی – جنبشی

افرادی که از هماهنگی چشم و دست زیادی برخوردار هستند، معمولاً در زمینه ورزش بسیار موفق هستند. با این حال به ندرت از ورزشکاران حرفه‌ای به عنوان افراد باهوش یاد می‌شود.

هوش بدنی – جنبشی به هماهنگی ذهن و بدن مرتبط می‌باشد. این نوع هوش بیشتر با مهارت‌های بدنی و نحوه استفاده از بدن جهت استفاده از اشیاء و اجسام مختلف ارتباط دارد.

افراد که هوش بدنی – جنبشی بالایی دارند، دارای خصوصیات زیر هستند:

  • از بدن و توانایی‌های خود و محدودیت‌های جسمانی‌شان آگاهی کامل دارند.
  • با استفاده از ارتباط غیر کلامی و حرکات مختلف قادر هستند که پیغام مورد نظر خود را به دیگران انتقال دهند.
  • به راحتی با دیگران تماس بدنی برقرار می‌کنند.
  • در ارتباط با فعالیت‌های جسمانی و ورزشی از زمان‌بندی بسیار دقیقی برخوردار هستند.
  • در کار با دستان خود و استفاده از ابزار و تجهیزات مختلف بسیار مهارت دارند.
  • به ساختن تجهیزات و وسایل مختلف با استفاده از دست علاقه دارند.

افراد دارای هوش بدنی – جنبشی به فعالیت‌هایی مانند ورزش، رقص، ژیمناستیک و اجرای نمایش بر روی صحنه تمایل دارند. افراد صنعتگر نیز از هوش بدنی – جنبشی زیادی برخوردار هستند.

بهترین نمونه افرادی که در استفاده از دستان خود مهارت زیادی دارند، جراحان می‌باشند؛ به طوری که هر حرکت دست جراح می‌تواند بر زندگی بیمار تاثیر داشته باشد.

هوش میان‌فردی 

عواطف و احساسات انسان ارتباط بسیار نزدیکی به هوش دارند: هوش احساسی یا هیجانی (EQ) نیز نوعی هوش محسوب می‌شود. هوش میان‌فردی یا بین فردی به توانایی انسان در پی بردن به احساس افراد دیگر و همچنین درک انگیزه‌ها و تمایلات آنان اشاره می‌کند.

افرادی که دارای مهارت‌های ارتباطی بالایی هستند (مهارت‌های کلامی و غیر کلامی) از هوش میان‌فردی زیادی برخوردار هستند. معمولاً مهارت‌های ارتباطی مهم‌ترین و اولین موردی هستند که در ارتباط با افراد دارای هوش میان‌فردی مورد توجه قرار می‌گیرند.

افرادی که از هوش میان‌فردی زیادی برخوردار هستند، دارای خصوصیات زیر هستند:

  • به راحتی تفاوت‌های افراد مختلف را تشخیص می‌دهند؛ همچنین شناختن افراد در بین جمعیت برای افراد دارای هوش میان‌فردی کار بسیار ساده‌ای محسوب می‌شود.
  • دارای دوستان و آشنایان بسیار زیادی هستند و از وقت گذراندن با افراد مختلف لذت می‌برند.
  • نسبت به حالت‌های روحی و خلق و خوی افراد دیگر حساس هستند.
  • قادر هستند که مسائل مختلف را از دیدگاه‌ها و چشم‌اندازهای مختلفی بررسی و ارزیابی کنند.

افرادی که دارای هوش میان‌فردی زیادی هستند شامل معلمان، مددکارهای اجتماعی و سیاست‌مداران می‌باشند. بازیگران نیز از هوش میان‌فردی خود برای نمایش شخصیت‌های مختلف در فیلم یا نمایش استفاده می‌کنند.

هوش درون‌ فردی 

خودآگاهی نیز نوعی هوش محسوب می‌شود. در صورتی که شخص درک مناسبی از خودش داشته باشد، از احساسات خود و دلیل بروز احساسات کاملاً آگاه باشد و از نیازهای خود شناخت داشته باشد، با اطمینان می‌توان گفـت که چـنین شخـصی دارای هوش درون فردی است.

البته بایستی بین افراد خودپسند و خودشیفته و افرادی که دارای هوش درون فردی بالایی هستند تفاوت قائل شد. به طور کلی هوش درون فردی شامل قدردانی و رعایت احترام نسبت به همنوعان و انسان‌های دیگر نیز می‌شود. از این لحاظ دیدگاه شخص دارای هوش درون فردی نسبت به خود، با توجه ارزیابی دیدگاه‌های افراد دیگر شکل می‌گیرد.

افرادی که از هوش درون فردی زیادی برخوردار هستند، دارای خصوصیات زیر هستند:

  • به صورت خود انگیخته عمل می‌کنند و در مواجه با رویدادهای مختلف زندگی و ارزیابی موقعیت‌های گوناگون خود را در اولویت قرار می‌دهند.
  • با اراده، مصمم و مستقل هستند و به راحتی مسائل مختلف را بدون کمک دیگران می‌آموزند.
  • از احساسات خود کاملاً آگاه هستند و بدون وابستگی به افراد دیگر جهت بهبود زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنند.
  • ملاحظه‌کار و درون‌گرا هستند و ترجیح می‌دهند که در تنهایی به تأمل و ارزیابی خویش بپردازند.

رهبران معنوی، روانشناس‌ها، مشاوران و حتی فیلسوف‌ها  از جمله افرادی هستند که دارای هوش درون فردی زیادی هستند.

احتمال بسیاری زیادی وجود دارد که هر ۹ نوع هوشی که شرح داده شد در یک شخص وجود داشته باشند. در واقع برخی از محققین ادعا می‌کنند که همه افراد تا حدی از هر ۹ نوع هوش برخوردار هستند. با این حال امکان دارد که برخی از انواع هوش از انواع دیگر بالاتر و یا بیشتر آشکار باشند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
Call Now Buttonتماس